شمس الدين محمد بن احمد خفرى
38
تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )
دارد ، عالم به تمام افعال خود نيز هست » . سپس مىگويد : « در اين برهان سرّ و رمزى قابل تأمّل وجود دارد كه صرفا براى كسى كه اهل ذوق و تألّه است ظاهر مىگردد . » خفرى برهان سوم را با توجّه به تقرير شارح ( - قوشچى ) چنين بيان مىكند : اين برهان بنا به تقرير شارح ، بر شمول علم بارى به جميع موجودات اعمّ از كلّى و جزئى دلالت مىكند ، البته بعد از ضميمه كردن دليل ديگرى كه بر علم بارى دلالت دارد . بنابراين ، ممكن است اين عبارت مصنّف كه مىگويد : « و الأخير عام » بر دليل اخير حمل شود كه دلالت بر عموم علم بارى دارد ، لكن بايد توجّه داشت كه اين گونه حمل كردن به صرف تبادر است و لذا ممكن است اين قول را بر دو دليل ديگرى حمل كنيم كه دلالت بر اصل علم و عام بودن آن دارد . دليل أوّل اين است كه گفته شود : چون واجب تعالى مبدأ جميع موجوداتى است كه بدون شكّ بعضى از آنها موجوداتى هستند كه عالم به ذوات خودند ، ضرورتا واجب تعالى عالم به ذات خود است . به جهت آنكه فاعل و مؤثّر اشرف و اكمل از اثر خود است و از آنجا كه واجب تعالى علم به ذات خود دارد و مبدأ جميع موجودات است ، عالم به جميع موجودات اعم از معقول و محسوس ، كلّى و جزئى است . ممكن است به واسطهء اين دليل ، سه چيز إثبات گردد : 1 . إثبات علم به طور مطلق 2 . إثبات علم بارى به ذات خود 3 . إثبات علم بارى به جميع موجودات دليل دوم اين است كه گفته شود : چون كه واجب تعالى مبدأ جميع موجوداتى است كه از جملهء آن موجودات صور علميّه است ، لذا واجب تعالى مبدأ فيضان علوم بر علماست و او فيّاض العلوم و الهامكنندهء آن است . پس او ضرورتا عالم به ذات خود مىباشد .